دست گرمی


ق.ن: مدت زیادی نیست که
نوشته‌های صدوچهل حرفی ِ من در تویتر راه افتاده است، ولی خُب دیگر، از آدم ِ روده‌درازی مثل ِ من چه توقعی دارید؟ مینی‌مال‌های پایین هم گل‌چینی از همان نوشته‌های صدو‌چهل حرفی‌ست. امیدوارم خواندنشان حتیٰ اگر شده یک لب‌خند ِ کوچک روی لبتان بنشاند.

فکر کنم پدرهای مدرسه تعصبی‌اند، چرا که: ما در طول ِ دوران ِ تحصیلمان بابای مدرسه را شناختیم، ولی مادر مدرسه هرگز ندیده و نشناختیم.

به نظرتون: اونای که صدا و سیما، تُو کوچه و خیابونون گیرشون میاره و باهاشون مصاحبه می‌کنه، خوشبختن یا بدبخت؟

چه کار می‌کنی؟ سرویس می‌کنم.

هیچ رفیق ِ مخلصی در هیچ جای دنیا برای هیچ کس یافت نمی‌شود. تنها کسی که می‌توانی با او یک رفاقت ِ ناب داشته باشی؛ خودتی، خودت.

شلوغ‌آباد ِ دلت، یا؛ شهر ِ هرت ِ دلت؟ کدام را می‌پسندی؟

تازگی‌ها پراید هم شده مثل پیتزا، همه مدلیش گیر می‌آد، سبزیجات، دریایی، پپرونی، قارچ. ۱۴۱، ۱۳۲، صبا، هاچ‌بک، کاروان…

می‌دونی چه موقع ِ وقت ِ زن گرفتنته؟ وقتی یه دفترچه قسط رو تموم کردی.

حکومت ِ قسط (شما فکر کنید: قسط به معنای عدل) و داد.

یعنی مثلاً اگه تمام ِ دنیا جمع بشن، می‌تونن یه آیه، آخ ببخشید، یه بیت، نه، یه مصرع مثل ِ سعدی بیارن؟

ناقلا شیرینیش کو؟ آخ ببخشید، جاش ماچ می‌دم.

می‌دونید به کسی که همه کاری می‌کنه و از پس ِ همه کاری برمی‌آد یا کارهای عجیب و غریبی می‌کنه چی می‌گن؟ می‌گن: یارو همه کارَست، کون ِ سَربالا هم می‌ده.

ما هَمِگی قومای دُوماد، می‌شینیم رُو صندلی، شمام هَمه قومای آرُوس، بُتُمَرگید رُو زمین.

چوب ِ معلّم خُل ِ، هر که نخورده، گُل ِ.

کُ…س‌خُل ِ ماه پیشونی.

خضر ِ نبی، مسیح ِجاویدان، امام ِ زمان، خدا…. چه شیر تُو شیری بشه وقتی یکی از اینا ظهور کنن.

داداشم روش نشده به بابام بگه پول توجیبی می‌خوام، رفته ماشین بابا رو برداشته و۱۵تومن مسافرکشی کرده، بهش گفتم؛ فردا ماشین رو جای نبره من از صبح  لازمش دارم.

می‌خوام یه تفٱل به حافظ بزنم تا یه تخلص بهم بده، شهریاری، پادشاه سخنی، خداوندگار کلمه‌ای، ملک‌الشعرای، یا یه چیزی تُو این مایه‌ها دیگه.

کوروش ِ هخامنشی پیامبر بود.

قدیما تُو اتوبوس، یهو یه نفر از یه جایی بلند داد می‌زد که: برای سلامتی خودتون و آقا امام زمان صلوات. الان دیگه هیچ‌کس هم‌چین چیزی نمی‌شنوه.

دختر مثل ِ ماشین می‌مونه، باید بگردی یکیش رو پیدا کنی که نزده باشن، نخورده باشه، رنگ وُ ضربه نداشته باشه.

می‌گفت: خوبی ِ جق اینه که آدم گوشت آلت خودش رو می‌خوره، منت قصاب (شما بخونید دختر) رو نمی‌کشه. ولی ایرادش هم اینه که: پشت بندش باید غسل کنی.

خب این قدر پرونده‌های مردم رو تواین اداره‌ها بالا و پایین نکن، هی نگن: امروز برو فردا بیا، پس‌فردا وُ پس در اون فردا بیا تا پرونده‌ی هسته‌ای ِ خودشون اینجور نشه.


۶ دیدگاه برای “دست گرمی”

  1. اسپایدرمرد Says:

    خوبه. ادامه بده :)

  2. یه نقطه‌ای Says:

    تفاعل .

  3. یه نقطه‌ای Says:

    تفعل .
    در کل خوب بود .

  4. ُShahab Says:

    این بی ناموسی ها چی بود نوشته بودی تو ؟
    کفیدم !

  5. طرح‌هایی بر دیواره‌ی غار » بایگانی وب‌نامه (وبلاگ) » از شما که پنهان نیست Says:

    [...] گل‌چین اول، گل‌چین دوم و سومین گل‌چین از نوشته‌های صد وُ چهل حرفی من [...]

  6. طرح‌هایی بر دیواره‌ی غار » بایگانی وب‌نامه (وبلاگ) » بین خودمان بماند Says:

    [...] سپاه: سبزِ ِ سبزم، رشیه دارم / من درخنی استوارم… ● گل‌چین اول، گل‌چین دوم، گل‌چیین سوم و  چهارمین گل‌چین از [...]

دیدگاهی بنویسید