گلاب به رویتان

ق.ن: از وقتی تویئتر فیلتر شد دیگه زیاد تویئت نمی‌کنم، ولی خب این نوشته‌های پایین منتخبی از نوشته‌های صد وُ چهل حرفی ِ من هستند:



این روزها: اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده، بدان گُشنه‌اش شده است و سکته کرده.

یعنی می‌خوام اون‌قدر غذا بخورم که افطار رو بچسبونم به سحری.

عین ِ روز روشنه که آینده طرف می‌آد می‌گه: شما کجا بودین وقتی ما برای تغییر نظام ک.و.ن دادیم؟

روز، داخلی، سلولی انفرادی و تاریک؛ بازجوی اول خطاب به بازجوی دوم: نه، ممنون، اگه خدا قبول کنه روزه‌ام، شما بفرمایید، من نمی‌کنم.

شبا برا سحری بلند می‌شی؟ نه، من فقط برا شاشیدن بلند می‌شم.

مگر آقا بیاید، جلوی جولان ِ آقازاده‌ها را بگیرد.

خدا بی کَس است، مسیح بی پدر.

پول ِ ک.ون دادن، خرج ِ درمان ِ بواسیر می‌شه.

پرورش ِ اموات…

رفیق اگه رفیق باشه، آدم لازم نیست حتیٰ منتِ زنش رو بکِشه.

در حد ِ تیم ِ ملی ترشی سیر خوردم، پاشم، پاشم برم ستاد ِ احمدی‌نژاد یه نطق ِ غرایی بکنم بیام.

سعدی در مورد مدیری که می‌خواهد بر مردم ریاست کند، می‌فرماید: سگ از بهر ِ گله است، نه گله برای سگ.
سعدی در جای دیگر می‌گوید: ملوک از بهر ِ پاس ِ رعیت‌اند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک.

ماها سوسک رو می‌کُشیم، خارجی‌ها می‌خورن. این اسراف نیست؟

یکی از زمین‌خوارهای فارس گفته بود: بابا من که خیلی زمین ندارم، یه تیکه زمین دارم، استان فارس افتاده توش.

من هر چی جوراب ِ تمیز و سالم دارم، بابام برمی‌داره می‌پوشه، بعد جالب؛ هیچ جوری هم قبول نمی‌کنه که این جوراب ِ من بوده، نه اون،
تازه؛ جالب این‌جاست که یه مدتی با کمربند وُ کتاب وُ ماشین حسابم هم همین کار رومی‌کرد، که با شهادت مادرم تونستم ثابت کنم این وسایل مال ِ منه.

وقتی طوفان ِ نوح اومد،‌ شیطان کجا بود؟! نه، خدا وکیلی کجا بود؟!

خساست کافی‌ست، بوسه‌ای به من بده.

زمانی کشور ِ پیشرفته‌ای داریم که ملت با شنیدن صدای هواپیما، آسمون رو نگاه نکنن.

بعضی از دخترا برا حقوق ِ ماهی ۸۰ تومن می‌رن سرکار، حالا این‌جا این سوال برا من پیش میاد که؛ اینا پول ِ آرایششون رو از کجا در میارن؟

ما مدرسه که می‌رفتیم وسیله‌ی نظامی ِ داشتیم به اسم ِ ماش‌پران که با آن دهن دوست و معلم را سرویس می‌کردیم. لذتی داشت آقا که نپرس، کِیفی می‌داد که نگو.

تا گلاب به رویتان اسهال نگیرید، قدر دستشویی فرنگی را نمی‌دانید.


اولین گُل‌چین از نوشته‌های صد وُ چهل حرفی ِ من
دومین گُل‌چین از نوشته‌های صد وُ چهل حرفی ِ من


۱۳ دیدگاه برای “گلاب به رویتان”

  1. مصطفی Says:

    کیفور شدم
    احسنت

  2. یه نقطه‌ای Says:

    بعضی‌هاش خیلی باحال بود .

  3. مهشید Says:

  4. مین Says:

    ای وَل . . :دی

  5. یه احمقی مثل خودت Says:

    حتمن با این مزخرفاتت کلی هم حال میکنی…ببین تو رو خدا کی داره از دیانت و سیاست زر میزنه


    حسن اسماعیل‌زاده:

    ممنونم،
    به خاطر ِ این‌که حرفت رو زدی ممنونم،
    وَ خواهش می‌کنم ببخشم،
    ببخشم که با نوشته‌هام اذیتت کردم،
    ببخشم که احساسات رو جریحه‌دار کردم
    ببخشم، با این‌که هیچ وقت، هیچ زری از دیانت نزدم،
    ببخشم، حتیٰ اگه حقیقت رو گفته باشم.

  6. یاسمن (چند قدم نزدیکتر به خدا) Says:

  7. آیه Says:

    وای بعد از مدتها حسابی حض بردم .
    خیلی حض بروم.
    دمتون گرم .

  8. مسیح بر کوه زیتون Says:

    شماره های ۳-۴-۱۱-۱۴-۱۸-

  9. یه احمقی مثل خودت Says:

    شماره های ۳-۴-۱۱-۱۴-۱۸-
    اگر خواهرت یا مادرت یا هر کسی که ناموس شخص شما هستش بیاد و اینهارو بخونه،چه حسی بهتون دست میده؟

  10. ابک Says:

    حرف نداشت

  11. Leo Says:

    رو جورابت یه جا که معلوم نباشه اسمتو بدوز P:
    بعدا راحت می تونی باش حال بگیری…

  12. طرح‌هایی بر دیواره‌ی غار » بایگانی وب‌نامه (وبلاگ) » از شما که پنهان نیست Says:

    [...] [...]

  13. طرح‌هایی بر دیواره‌ی غار » بایگانی وب‌نامه (وبلاگ) » بین خودمان بماند Says:

    [...] دارم / من درخنی استوارم… ● گل‌چین اول، گل‌چین دوم، گل‌چیین سوم و  چهارمین گل‌چین از نوشته‌های صد وُ چهل حرفی [...]

دیدگاهی بنویسید