آشنا

نه می‌شناسمت
نه نامت را می‌دانم
نه حتیٰ نشان وُ شماره‌ای دارم
که مرا به تو برساند،
حالا دیگر
هیچ آشنایی
در این شهر نخواهم داشت
اگر فراموشت کنم
اگر فراموشم کنی…

 

برچسب‌ها: , ,

۵ دیدگاه برای “آشنا”

  1. nina Says:

    آخ ….
    اگه فراموشم کنی …..

  2. سیم سیمک Says:

    ایشالله که فراموش نمی کنه …

  3. unholy Says:

    فراموش می شویم همه ی ما روزی…

  4. shirin Says:

    گاه می اندیشم

    خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

    آن زمان که خبر مرگ مرا

    از کسی می شنوی،روی تو را

    کاشکی می دیدم.

    شانه بالا زدنت را،

    -بی قید-

    و تکان دادن دستت که،

    -مهم نیست زیاد-

    و تکان دادن سر را که،

    -عجیب!

    عاقبت مرد؟

    -افسوس!

    -کاشکی می دیدم!

    من به خود می گویم:

    ((چه کسی باور کرد

    ((جنگل جان مرا

    ((آتش عشق تو خاکستر کرد؟

  5. SRH Says:

    mano yade filme before sunrise andakht … a

دیدگاهی بنویسید