باهمان وُ تنهایان
نه من
دستهایش را
رها میکنم،
نه او
دلش میآید
از من جدا شود،
همیشه وُ همهجا
باهمیم:
من وُ تنهایی.
برچسبها: شعری در رثای تنهایی
دی ۷م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۵۰
به کدامین جرم به دیار تنهایان تبعید گشته ای !
دی ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۶
اینو دیدین؟
http://www.goodreads.com/quotes/show/27574
دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۱۴
خیلی عالی بود
با اجازه اینو لینک میکنم