باهمان وُ تنهایان

نه من
دست‌هایش را
رها می‌کنم،
نه او
دلش می‌آید
از من جدا شود،
همیشه وُ همه‌جا
باهمیم:
من وُ تنهایی.

 

برچسب‌ها:

۳ دیدگاه برای “باهمان وُ تنهایان”

  1. فریبا Says:

    به کدامین جرم به دیار تنهایان تبعید گشته ای !

  2. مازیار Says:

    :)
    اینو دیدین؟
    http://www.goodreads.com/quotes/show/27574

  3. دوشیزه (متولد اسفند) Says:

    خیلی عالی بود
    با اجازه اینو لینک میکنم

دیدگاهی بنویسید