نوشته شده در دوشنبه, بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۵۸ و در دستهی شعرهای خودم. میتوانید دیدگاههای این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک. میتوانید دیدگاهتان را بنویسید٬ یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.
تنهایی اسیر من شده
با مترسک خیلی خیلی حال کردم . . دست مریزاد
بسیار عالی کوتاه و دلنشین موفق باشید دوست عزیز
…
“تو هم” را دوست داشتم خیلی…
بسیار زیبا و قشنگ.
میدانی حال و هوای ما بی او چگونه است؟
من
بی
تو
در امتداد تیرگی شب
محو میشوم
ای آفتاب من!
دست مرا بگیر
نام
پست الکترونیک (پنهان میشود)
سایت
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۳
تنهایی اسیر من شده
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۵۶
با مترسک
خیلی خیلی حال کردم
.
. دست مریزاد
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۸
بسیار عالی
کوتاه و دلنشین
موفق باشید دوست عزیز
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۳۵
…
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۴۳
“تو هم” را دوست داشتم خیلی…
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۵۹
بسیار زیبا و قشنگ.
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۲۰
میدانی حال و هوای ما بی او چگونه است؟
من
بی
تو
در امتداد تیرگی شب
محو میشوم
ای آفتاب من!
دست مرا بگیر
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۰۶