اینجا، همه با چشمهایی باز میخوابند.
نوشته شده در شنبه, تیر ۵م, ۱۳۸۹ در ۰۲:۰۰ و در دستهی شعرهای خودم. میتوانید دیدگاههای این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک. میتوانید دیدگاهتان را بنویسید٬ یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.
شب هائی که به خیر نمیشن هیچ وقت !!
خواستی یه سر بزن
حسن جان سلام. منتظر ادامه های قلم قشنگت هستم..
سلام. لینک رو چک کردم. درسته حسن جان.
خوشمان آمد..
البته ما کارمان گذشته می بندیم و می خوابیم…
نام
پست الکترونیک (پنهان میشود)
سایت
تیر ۶م, ۱۳۸۹ در ۰۵:۴۰
شب هائی که به خیر نمیشن هیچ وقت !!
تیر ۷م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۷
خواستی یه سر بزن
تیر ۸م, ۱۳۸۹ در ۰۶:۴۷
حسن جان سلام. منتظر ادامه های قلم قشنگت هستم..
تیر ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۰۳:۲۰
سلام. لینک رو چک کردم. درسته حسن جان.
تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱۷:۵۸
خوشمان آمد..
البته ما کارمان گذشته
می بندیم و می خوابیم…