کدام را دوست دارید؟
از روشنایی ِ روز گفتم
و ستایش ِ خورشید،
تا تاریکی ِ شب را فراموش کنید.
از شادیهای پنهان گفتم
و لذّتهای کوچک،
تا غم وُ اندوهِ جانکاهتان را
به خاطر نیاورید.
از آسمانِ یکدست لاجوردی گفتم
تا ابر ِ تیرهی گوشهی چشمتان
آزارتان ندهد.
حالا ماندهام
از مرگ برایتان بگویم
یا زندگی؟
نمیدانم کدام را دوست دارید
و کدام را میخواهید فراموش کنید…
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ در ۰۳:۳۴
سلام
دوست من خوشحالم ، هم تو را دارم هم به ورق زدن دارم میرسم
پاسخی هم ندارم چ.ن خودم هم نمی دانم کدام را انتخاب کنم. نامت ماندگار
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ در ۰۷:۲۹
سلام. هنوز بر نظرم هستم. زیباست با پایان بندی مؤثر.
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۳
خیلی خوب بود
و به شخصه ترجیح می دهم هر دو را فراموش کنم هم زندگی را هم مرگ را
تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۱
شما از زندگی بگو، اون مرگ خودش میاد و ما هم نمیتونیم فراموشش کنیم