و دوباره…

در را باز می‌کنم
شاید
تو را پشتِ در ببینم،
تو نیستی؛
در را می‌بندم
و دوباره باز می‌کنم،
می‌بندم
و دوباره باز می‌کنم،
می‌بندم
و دوباره…


۱۰ دیدگاه برای “و دوباره…”

  1. .... Says:

    چه شاید پر انتظاری باید باشد این شاید. و شاید هم چه تلخ.

  2. فروزین Says:

    اولاً ممنون از لطفت . آدرس برای فیلم خوب پیدا کردن، راستش یک وبلاگ هست که من هر روز بهش سر می زنم :
    http://roospigari.blogspot.com/
    دیگه اینکه من چندین سال مشترک مجله فیلم بودم و تقریبا تمام شماره هاشو داشتم خوب اون مجله خیلی فیلم های خوب معرفی می کند. دیگه اینکه نگاه می کنم تو جشنواره های معتبر دنیا مثل کن ، برلین …کدام فیلم ها جایزه گرفتن. بعضی از فیلم ها هم به توصیه دوستانم می بینم . کارگردان های خوبی هم هستند که فیلم های ماندگار دارند که اسم هایشان تو مجله فیلم خوندم یا فیلماشون جایزه گرفتند حالا اگر ببینم اون کارگردان یک فیلم ساخته فارغ از اینکه جایزه گرفته یا نه مشتاق می شم که فیلمشو ببینم

  3. باران Says:

    و یک انتظار نه چندان شیرین !!

  4. NINA Says:

    در شکست و آخرشم اون پشت در نبود

    خدایا چی می شد اگه اون پشت در بود >؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. Shahab Says:

    عشقی دم به دم و انتظاری شیرین
    چه بازی ها دارند این کرم های سفیدی که جسد را تکه می کنند!

  6. آبتین Says:

    سلام و معذرت بابت خرابی لینک ها . لینکهای جدید رو براتون میل کردم.

    مرسی.

  7. سیگاری Says:

    از پنجره نگاه کنی راحت تر نیستی؟

  8. mohsen Says:

    - چه مرگته؟ دیوونه شدی؟!
    در رو کندی! بیا اینجا بشین ببینم چی شده. آبّاری کلا …

  9. مسیح بر کوه زیتون Says:

    ای جان … .

  10. شیخ Says:

    اینک فهمیدم آلوشکا چرا در را گشود

دیدگاهی بنویسید